استارتآپهای موفق یک محصول عالی دارند – اما چه چیزی یک محصول عالی را میسازد؟
چه ویژگی هایی یک محصول واقعا عالی را تعریف می کند؟ این یک سوال واضح به نظر می رسد و احتمالاً می توانید به نمونه های متعددی از “محصولات عالی” فکر کنید. چه ویژگی هایی یک محصول واقعا عالی را تعریف می کند؟ در واقع برای تعریف یک استارتاپ موفق باید آن استارتاپ را با محصولاتش سنجید. عناصری برای جهت گیری و تعریف یک محصول عالی و به دنبال آن استارتاپ موفق تعیین میشود که در ادامه به معرفی و بررسی آن خواهیم پرداخت.
برطرف کننده نیاز کاربران
محصول شما باید ارزش جدیدی را برای کاربر ایجاد کند یا ارزش بیشتری نسبت به راه حل های موجود ارائه دهد. اگر سعی کنید یک نمونه از پیش طراحی شده ی جدید مثل آمازون بعدی را مهندسی کنید، ارزش افزوده ای اضافه ایجاد نکرده اید و برای یافتن مشتری با مشکل مواجه خواهید شد. با توجه به شرایط زندگی افراد در جغرافیای مدنظر، در ابتدا باید نیازسنجی، ارزیابی، و بررسی سلیقه مخاطبان به درستی انجام شود تا به تعریف دقیق و شفافی از محصول دست پیدا کنید.

ایجاد ارزش
یکی از راهنماهای شما در این فرآیند برای موفقیت در راه اندازی، و در ادامه تبدیل شدن به یک استارتاپ موفق پیشنهاد ارزش است. شما این ارزش را با توصیف محصول خود تعریف می کنید. این ارزشی است که محصول شما ارائه میدهد و به این سوال که چرا مصرف کنندگان باید محصول یا خدمات شما را از جایگزینی خریداری کنند پاسخ میدهد. از دیدگاه مشتری، ارزش محصول شما برابر با مزایای آن منهای هزینه آن است. ارزش پیشنهادی شما باید همیشه بر مشتری و درک آنها از ارزش محصول شما متمرکز باشد.
برنامه ریزی
موفقیت بدون برنامه ریزی مناسب به ندرت اتفاق می افتد، بنابراین مهم است که یک برنامه راه اندازی محصول قوی داشته باشید که محصول شما را به وضوح تعریف کند و نیازهای کاربر برآورده شود. این بخشی از استراتژی ورود به بازار است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. در اینجا برخی از فعالیت ها و اطلاعات کلیدی که باید در برنامه جامع شما گنجانده شود آورده شده است:
- تجزیه و تحلیل بازار هدف
- تعریف تمایزهای کلیدی محصولات جامع
- پیش بینی بینش مشتریان احتمالی
- مطالعه همه جانبه مشتریان هدف بالقوه

تعریف صحیح MVP
یکی از قدمهای موثر و تعیین کننده برای ارائه یک محصول موثر تعریف و شفافیت MVP است. MVP در واقع حداقل محصول قابل دوامی است که در فرایند ارائه محصول میتواند به صورت گام به گام ایجاد شود و به مرور و با ارائه به روزرسانی های جدید تکمیل شود. اکثر شرکتها در چارچوب چابک کار میکنند و اطمینان میدهند که یک MVP میتواند زودتر ایجاد شود تا فرضیهها را اثبات کند و نشان دهد که محصول قابل فروش است. در واقع MVP کمک میکند نسخه اولیه ای از محصول برای ارائه و دریافت بازخورد سرمایه گذاران وجود داشته باشد. به خاطر داشته باشید که مفهوم mvp به معنی ساخت یک محصول نصفه و ناقص نیست، بلکه شما محصول خود را با در نظر گرفتن نیازهای مشتری، تحلیل بازار و تحلیل رقبا میسازید اما امکانات و قابلیتهای بیشتری را به آن اضافه نمیکنید. افزودن امکانات بیشتر باید کاملا بر اساس نیاز مشتری انجام شود تا هزینه و زمان زیادی را صرف ایجاد قابلیتها و امکاناتی نکنید که مشتریان به آنها نیازی ندارند.
برنامه جامع دریافت بازخورد کاربران
هنگامی که محصول شما آماده ارسال است، باید بدانید که چگونه بازخورد کاربران را جمع آوری کنید تا اطمینان حاصل کنید که نیازهای کاربر را برآورده می کند و از این بازخوردها استفاده می کند و دائماً نقشه راه خود را تنظیم می کند و مشتری را در ذهن نگه می دارد. مستندسازی واضح برنامه شما به این معنی است که همه افراد درگیر در شرکت دارای یک راهنما هستند تا در طول فرآیند توسعه به آن مراجعه کنند. همه باید برای رسیدن به اهداف و ضرب الاجل های مشترک یکسان تلاش کنند. استارت آپ های موفق را بیش از حد مهندسی نمی کنند و به طور مستقیم به نیازهای کاربرانی که توسط راه حل های موجود در بازار ارضا نمی شوند، توجه می کنند.

تغییر محصول برای تامین انتظار کاربر
مهم نیست که برنامه راه اندازی شما چقدر خوب باشد، بعید است که محصول نهایی یا طرح تجاری شما به همان شکلی باشد که تصور می کردید. محصولات موفق در طول زمان توسط مشتریان یا کاربرانی که با آنها تعامل دارند شکل می گیرند. اینها افرادی هستند که مستقیماً به سود و موفقیت عمومی شرکت شما کمک می کنند، بنابراین باید به آنها گوش دهید.
ایجاد راههایی برای ایجاد بازخورد مشتری و عمل بر روی آن بازخورد تضمین میکند که محصول شما همچنان که رشد میکند موفق باقی میماند. این را می توان از طریق فناوری چت بات ساده و خودکار، نظرسنجی های کاربران، پنل ها و موارد دیگر انجام داد.
در حالی که دلبستگی به یک پروژه اشتیاق آسان است، توسعه یک محصول تنها بر اساس ترجیحات شخصی اشتباه خواهد بود. به بازار و روندهای خود از طرف شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر یا سایر مشاوران محترم در این فضا گوش دهید و مطمئن شوید که نیازهای منحصر به فرد و نقاط دردناک آنها برطرف شده است. با این اوصاف، افتادن در دامی که در آن تلاش میکنید همه چیز را برای همه حل کنید، آسان است،
برندینگ و بازاریابی قوی
در مراحل اولیه یک استارتاپ، کارآفرینان به دنبال حفظ بودجه خود هستند. کاهش هزینه های راه اندازی در زمینه هایی که برای عرضه محصول ضروری به نظر نمی رسد وسوسه انگیز است. زمانی که شما در حال ساختن شهرت شرکت و برند خود هستید، ثبات، مولفه کلیدی است.
اگر پیامی ثابت در سراسر سازمان، برنامه، وب سایت و هر جای دیگری ندارید، جذب مشتریان جدید و حفظ آنها می تواند دشوار باشد. پیام شما باید به ارزش پیشنهادی و محصول شما گره خورده باشد. باید حول نقاط فروش منحصر به فرد شما و ارزشی که مشتریان شما از استفاده از محصول یا خدمات شما به دست می آورند متمرکز شود. همچنین باید به روشی مختصر و در عین حال هیجان انگیز ساخته شود که مشتریان بالقوه را به دنبال کنندگان وفادار تبدیل کند و خود را به عنوان یک شرکت صادق معرفی کند. همچنین لازم نیست بازاریابی در ابتدا برای شرکت های نوپا پرهزینه باشد. استفاده از استراتژیها از طریق بازاریابی محتوا، بازاریابی ایمیلی، مدیریت تأثیرگذار و کمپینهای رسانههای اجتماعی میتواند در مقیاس کوچک، بسته به جایگاه شما، نسبتاً ارزان باشد

ویژگی های یک استارت آپ موفق
یک ایده خوب لزوماً منجر به یک محصول خوب نمی شود. یک محصول خوب لزوما منجر به یک شرکت موفق نمی شود.
برای موفقیت، یک شرکت به چیزی بیش از یک ایده خوب نیاز دارد. موفقیت آن تا حد زیادی به این بستگی دارد که ایده چگونه اجرا می شود و اینکه آیا نیاز واقعی بازار را برطرف می کند یا خیر. کارکنان و تیم مدیریت با استعداد می توانند اطمینان حاصل کنند که تصمیمات درست در طول مسیر گرفته می شود.
سرمایه همچنین برای اینکه همه چیز با هم جمع شود و سرمایه گذاری به جلو پیش رود ضروری است. برای اینکه یک کسب و کار در بلندمدت موفق شود، باید بتوان آن را افزایش داد. یکی از راه های مقیاس، طراحی نه یک، بلکه خط لوله ای از محصولات است. در زیر، برخی از معیارهای ضروری که منجر به کسب و کار موفق می شود، فهرست شده است.
محصولات نوآورانه، خدمات نوآورانه
استارتآپها باید مبتنی بر خدمات یا محصولات نوآورانهای باشند که ارزش منحصر به فردی را برای مشتری به ارمغان میآورند.
با این حال، اکتشافات آکادمیک معمولاً مفاهیم جنینی هستند و محصولات کاملاً توسعه نیافته اند و اغلب تعیین ارزش واقعی چنین اکتشافاتی در بازار را دشوار می کند. با این وجود، استارت آپ ها باید در اسرع وقت اقداماتی را برای تضمین حقوق مالکیت معنوی مرتبط با فناوری اصلی مرتبط با خدمات یا محصولات انجام دهند تا به ایجاد و حفظ ارزش در شرکت کمک کنند.
مالکیت فکری
هیچ الزامی برای داشتن حقوق مالکیت معنوی برای راه اندازی یک شرکت وجود ندارد، اما حفاظت از مالکیت معنوی که کلید کسب و کار است، یک عنصر اساسی در فرآیند تجاری سازی است. حفظ حقوق مالکیت معنوی در فناوری به عنوان مانعی برای ورود شرکتهای رقیب که ممکن است بخواهند محصول یک استارتآپ را تکرار کنند، عمل میکند. به همین دلیل، اکثر سرمایه گذاران معمولا ترجیح می دهند که فناوری اصلی محافظت شود. به عنوان مثال، در مورد یک پتنت، فناوری محافظت شده میتواند به استارتآپ برتری نسبت به رقبا کمک کند، زیرا هنگامی که یک پتنت صادر میشود، استارتآپ میتواند از ساخت، استفاده یا فروش محصولی که در پتنت صادر شده آنها ادعا شده است توسط دیگران جلوگیری کند. .
برخی از شرکتهای دانشگاهی بر اساس مواد معنوی که در حوزه عمومی قرار دارند و هیچ گونه حمایتی از مالکیت معنوی برای آنها در دسترس نیست، تأسیس شدهاند. در این صورت ممکن است نیازی به اخذ مجوز از کارفرمای دانشگاهی نباشد. با این حال، شرکتهای فاقد داراییهای معنوی معمولاً مقادیر زیادی از سرمایهگذاری خارجی را جذب نمیکنند.

شرکتهایی که سرمایهگذاری متوسطی دارند، به مالکیت فکری نیاز ندارند تا بتوانند از زمین خارج شوند. اغلب، اهمیت مالکیت معنوی بعداً آشکار می شود، زمانی که شرکت محصول یا خدمات را می فروشد و رقبای خود را از بین می برد. حفاظت قوی از مالکیت معنوی به یک شرکت جوان کمک می کند تا سهم خود را در زمین بگذارد و راهی را به شرکت می دهد تا از موقعیت خود در بازار در برابر کسانی که ممکن است سعی کنند محصولات آنها را کپی کنند دفاع کند.
تیم مدیریت باید تصمیم بگیرد که چه نوع حفاظت از مالکیت معنوی بر اساس بازار محصول و هزینه نسبی آنها برای تضمین حقوق در مقایسه با توانایی جبران این هزینه ها مورد نیاز است. برخی از حقوق مالکیت معنوی مانند حق ثبت اختراع گران هستند و برخی دیگر مانند کپی رایت نسبتاً ارزان هستند.
علائم تجاری
علائم تجاری راه دیگری است که یک شرکت می تواند زمانی که مشتریان علامت تجاری یا “برند” را با محصولات یا خدمات خود مرتبط می کنند، شروع به ایجاد ارزش کند. جایی که یک شرکت ممکن است دانش یا اطلاعاتی داشته باشد که بهتر است پشت درهای بسته نگهداری شود، حفظ اسرار تجاری راه دیگری برای ایجاد ارزش برای شرکت در قالب مالکیت معنوی است.
در بسیاری از مواقع، فرصت هایی برای استفاده از استراتژی های مختلف حفاظتی به طور همزمان وجود دارد. به عنوان مثال، نام تجاری محصول ممکن است توسط یک علامت تجاری ثبت شده محافظت شود، و خود محصول نیز ممکن است با تضمین حقوق ثبت اختراع در فناوری اساسی محافظت شود.
پرسنل متخصص
شاید شایع ترین دلیل شکست یک استارت آپ، فقدان ساختار مدیریتی و حاکمیتی کافی باشد. فن آوری های مرحله اولیه همیشه قبل از اینکه تجاری شوند با موانع زیادی روبرو می شوند. توانایی مدیریت موانع و افزایش سرمایه در حین ایجاد یک تیم با انگیزه نیاز به تجربه، یک شبکه پیچیده و استعدادهای تجاری منحصر به فرد دارد.

سرمایه
تقاضای استارتاپ برای پول نقد به هزینه های عرضه محصول به بازار بستگی دارد. عضو هیأت علمی که در گاراژ خود یک شرکت سرمایه گذاری متوسط ایجاد می کند و با پس انداز شخصی تأمین می شود، نیازی به جستجوی سرمایه سرمایه گذاری ازسرمایه گذاران خصوصی ثروتمند و سرمایه گذاران خطرپذیر ندارد. در مقابل، محققی که قصد راهاندازی یک شرکت دارویی جدید را دارد، ساعتهای بیشماری را صرف تلاش برای تضمین مقادیر زیادی از سرمایهگذاری میکند.
هنگامی که شرکت راه اندازی شد و سرمایه اولیه تضمین شد، بنیانگذاران بلافاصله شروع به برنامه ریزی برای زمان و چگونگی تأمین مالی بعدی می کنند. چنین شرکت هایی در اشتهای خود برای پول نقد مشتاق هستند، بنابراین جمع آوری پول یک فرآیند بی پایان است، آنها در رحم جامعه سرمایه گذاری هستند.
تصمیم گیری در مورد اینکه چقدر پول جمع آوری شود تا حد زیادی به جدول زمانی عرضه و ماهیت محصول بستگی دارد. در حالی که تمایل به حفظ مالکیت و کنترل سرمایه گذاری از طریق سرمایه گذاری متوسط قابل درک است، بسیاری از فرصت های تجاری برای موفقیت نیاز به مشارکت گسترده، هم در سرمایه گذاری و هم در استراتژی دارند.
دیدگاهتان را بنویسید